خاکی

بهم پیشنهاد تدریس شده! البته قبلاً هم چند بار پیشنهاد شده بود که یا رد کردم (ترس از تدریس) یا پیچوندم (بیگاری بود).

استادم گفته بیا کتاب بنویسیم!منم گفتم باشه! به همین راحتی، انگار قراره پایان‌نامه داداشمو تایپ کنم.

واسه ارشد که اصلاً نمی‌خونم. کنکور چه تاریخیه؟ بهمن؟

یکی از استادا ازم درباره کنکور پرسید، گفتم نمی‌خونم اصلاً نمی‌دونم چیکاره هستم، اونم گفت دمت گرم باهات حال می‌کنم اونایی که خوندن چی شدن؟ البته می‌دونم شوخی کرد.

روش تحقیق دارم این ترم آخری، جو منو گرفت برم پژوهش کنمف الان هیجان خوابیده دو گزینه پیش رو دارم، یا تقلب می‌کنم یا تخیل!!!

این چند وقت که پوست خودمو کندمزندگیم شده خواب کار یللی‌تللی، مطالعه و گشت و گذار تو اینترنت واسه زبان تعطیل.

حس می‌کنم یه نقطه عطف رو تو زندگیم رد کردم، الان زدم تو خاکی.



ارسال دیدگاه