پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388
از تمامی دوستانی که به دکتر محسن رضایی رای داده اند خواهش می کنم به این آدرس www.nazarsanji.ws بروند و اطلاعات خود را ثبت کنند. اینگونه حقی که از سردار ضایع شده به دست میاد. پر کردن همه ی گزینه ها اختیاری ولی من همشونو پر کردم.
سوگنامه ناکامی تیم ملی از راهیابی به جام جهانی 2010
خوب به همین راحتی و سوت و کور تیم ملی ما با تمام بازیکنان شایسته و آینده دار حذف شد. ما باز هم تحقیر شدیم. فوتبال ما هم اسیر سیاسی بازی ها شد و به جای اینکه به فوتبالیست ها سر و سامان بدن قرارداد انتقال پول به خاطر شرت و پیراهن تیم ملی رو می بستن. کره شمالی که از قیافه تک تک بازیکن هاش فقر و بیچارگی موج میزد ما رو تحقیر کرد. یک بار دست به دامن عربستان شدیم و کاری برای ما طبق معمول نکرد. و ما آخرش هم حریف کره جنوبی نشدیم...
و ما باز هم تحقیر شدیم...
+ نوشته شده در ساعت 2:15  توسط محسن
|
چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388
دیگه حالم از این اختلالات بلاگفا بهم خورده
BLOGFA YOU SUCK!!!
+ نوشته شده در ساعت 18:37  توسط محسن
|
چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388
بوق سگ می خوابم و صلاة ظهر بیدار میشم! میرم سراغ اخبار چپندر قیچی و اینا اونو فحش میدن و اونا اینو فحش میدن! هی پول خرج کن هی پول خرج کن آخرش بگو به خاک سیاه نشستم. مثل یول دختر مردم رو نگاه می کنم حالا تو یکی اگه خیلی یوووووووووووووووول باشی تو کوچه خلوت هم سوت میزنی!
ای خدا عجب دنیای دیوانه ای ساختی
میری و میری و میری یکی میگه "دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است." حالا من که میگم ب"الاخره رسیدن از هرگز نرسیدن و دیر کردن و فحش خوردنه" چطور؟ داداش کمتر چشمتو بچرون به کارت برس دیگه، خوبه تا دیروز واسه تمرین تو کوچه خلوت سوت میزدیا.
ای خداااااااااااااا، کرمتو شکر این چه دنیای دیوانه ای بود که ساختی
بابا چرا باید بهش فکر کنم؟ دوست ندارم گیر نده فوتبال شروع شده حوصله فک زدن با تو یکی رو ندارم.
خوب همه خدا قوت با هم بخونیم
I get up In a crazy, crazy world
We all live In a crazy, crazy world
Ooh yeah It's a crazy, crazy world
I gotta get out of this crazy, crazy world
من دوست دارم از این دنیای کوفتی گورمو گم کنم!!!
+ نوشته شده در ساعت 15:35  توسط محسن
|
چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388
در خانواده ما کلا 8 نفر رای دادند. از کل آرای ماخوذه 4 نفر به آقای موسوی 2 نفر به آقای احمدی نژاد یک نفر به آقای کروبی و یک نفر (من) به آقای رضایی رای داده شد. حالا ببین مامان ما چه آماری به همسایمون داده. مامان ما گفته که توی کل خانواده به جز اون محسن ذلیل مرده همه به احمدی نژاد رای دادن. وقتی مامان ما با این همه سوابق انقلابی همچین کاری کنه دیگه از وزارت کشور چه انتظاری میشه داشت. تازه بماند که خان داداش ما قرار بود به محسن رضایی رای بده ولی تحت فشار مامان مجبور شد به رضایی رای نده و گفت نه این نه اون پس موسوی! (البته اینجا تحرکات همسر خان داداش هم موثر بود).
لازم به ذکر هست که در خانواده ما بابا خان داداش علی، زن داداش، مجید داداش چهارم به آقای موسوی رای دادند. مامان به آقای احمدی نژاد رای داد. محمد داداش دوم به آقای کروبی رای داد. من به آقای رضایی رای دادم و عمو چون در شان خودش نمیدید که از کسی حمایت کنه رای خودش رو لو نداد ولی چون من براش رای نوشتم اینجا افشا می کنم که به آقای احمدی نژاد رای داد!
متین داداش ته تقاری هم به اقای کروبی تمایل داشت ولی زیر هجده سال بود و این هم از آرای باطله!
شدید ترین حملات از جانب مامان بنده به من و مجید و شدید ترین تمسخر ها از جانب مامان به داداش محمد وارد شد.
+ نوشته شده در ساعت 12:34  توسط محسن
|
چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388
یکی از دوستان یادداشت گذاشته که شهسوار چه خبر؟ بگم برات که شهسوار هیچ خبری نیست. امن و امان. اگه دنیا رو آب ببره شهسوار رو خواب میبره. حالا دلایلش چیه الان بهتون میگم.
1. توی کل شهرستان شهسوار به نظر من آقای احمدی نژاد اگر بیشتر از آقای موسوی رای نداشت کمتر هم نداشت. واسه همین روز اعلام پیروزیش کل شهسوار با خوشحالی خانوادگی رفتن ارتفاعات گرما پشته انتخابات به در!
2. ما شهسواری ها به جز در مواقع دفاع از مام میهن دیگه اهل هیچ سو و ساتی نیستیم! حالا شما بگو رهبر قراره بیاد یا یه قضیه مثل همین جریانات انتخابات. به شهسواریا چه ربطی داره! عشق و حالتون رو رامسر و چالوس می کنید کتکش رو ما بخوریم؟
3. کلا شهسوار یه شهر فسقلی داره با شصت هفتاد هزار تا روستا. ملت الان توی باغ و زمین دارن کار می کنن. ما اگه بریم تظاهرات کنیم که شما از گرسنگی تلف میشین!
4. ما یه دانشگاه هم داریم که کوی نداره. پس بازم از این خبرا نیست!
5. همسایه ما ناظر انتخابات بود و گفت تقلب نشده و حاضر شد روی قرآن دست بذاره. دیگه چی بگم آخه.
6. ما که هنوز نمیدونیم مازندرانی هستیم یا گیلانی، چطور بفهمیم که احمدی هستیم یا موسوی؟
7. تا شهسوار استان مستقل نشه ما اعتصاب می کنیم و تظاهرات بی تظاهرات.
روشن شدین؟
تو یک سایت خونده بودم از همه جای ایران بخار بلند شد الا مازندران. در جواب این سردار رشید بگم که جنابعالی توی تظاهرات این اعلامیه رو نوشتی؟ یا داشتی تو بالاترین لینک داغ می کردی؟
+ نوشته شده در ساعت 2:27  توسط محسن
|
پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388
نزدیکای ساعت 6 غروب وحید اومد دنبالم که بریم بیرون. از طرف پارک مادر راه افتادیم و از در ورودی پارک سر و صدای توی بلوار جمهوری میومد. خود پارک هم خیلی شلوغ بود ولی خبری از انتخابات توش نبود. به انتهاب پارک که رسیدیم گفتم اووووووووووووووووووووه همه طرفدار موسوی! همه هم داشتن می رفتن داخل شهر و باند خروجی خلوت خلوت بود. من و وحید همینطوری که پیاده می رفتیم یکی از طرفدارای اراذل و اوباش آقای موسوی داد زد سیب زمینی. دیگه نمی دونم چرا و کی رو دیده بود. خیلی رک بگم از هر 10 تا ماشین طرفدار موسوی یکی طرفدار احمدی نژاد بود. به اولین صحنه درگیری ها رسیدیم. بعد از پل چشمه کیله این ور خیابون طرفداران احمدی نژاد داشتن داد میزدن. اونور خیابون هم طرفدارای کزوبی که همه جوان و احتمالا رای اولی بودن داد و هوار می کردن. کمی فیلم گرفتم و رسیدیم سر میدون امام. آذری های تنکابن جلو ستاد موسوی همایش به پا کرده بودن و خیلی شلوغ بود. بابای منم اون وسط بود! رفتم ستاد آقای رضایی با اینکه سوت و کور بود ولی خیلی حال کردم. هفت هشت تا پوستر گرفتم و راه افتادیم. همایش آذری ها واقعا شلوغ بود و میدان امام بند اومده بود. تازه یک هیئت مثل هیات های عزاداری از ستاد روبروی خیام راه افتاده بودن. شعار های این دوستان این بود.
صل علی محمد سید صادق آمد. اگر تقلب بشه ایران جهنم میشه. اگر تقلب نشه احمدی پنجم میشه. رضایی کروبی تشکر تشکر!!! احمدی بای بای احمدی بای بای. و کلی شعار دیگه که یادم رفته. یکی از دوستان معتاد هم یک لحظه اوردوز میشه و وسط میدون یک قری به کمرش میده که زود جمعش می کنن. از این لحظه شهر کاملا بی کلانتر میشه. اونم تنکابن که به بگیر و ببر معروفه تو ایران. رک اگه باشم گوشت بازاری بود. حیف که به خاطر آقای رضایی کاری نمیشد کرد! طرفداران آقای موسوی خیلی خیلی قاطی بودن و دیگه آبروی موسوی رو بردن. کف خیابونا چیزی حدود 200 300 میلیون برگه اعلامیه ریخته بود. یک جا طرفداران وحشی آقای موسوی زدن بار سیر یک وانت رو ریختن بیرون! چند جا طرفداران وحشی آقای موسوی به طرفداران آقای احمدی نژاد فحش و بد و بیراه...
تا ساعت یازده شب ول گشتیم و راه افتادیم خونه آخرای شب دیگه واقعا شهر تحت امر هیچ بشری نبود انگار که کودتا شده هرکی به یک سازی میرقصید. یکی قاب عکس داریوش رو آورده بود بیرون. دخترا همه سر لخت! عجب شبی بود. توی برد پارک احمدی نژاد داشت واسه ارواح صحبت می کرد! در کل بگم چینش طرفداران انتخاباتی توی تنکابن اینطوریه
90% طرفدار آقای موسوی. از این 90%، 50% زیر 18 سال! 20 درصد هم برادران بخیه و معتاد که یا شناسنامه ای در بساط ندارن یا روز انتخابات نشعه تشریف دارن و شرکت نمی کنند! 10% هم توشون مثل من و وحید برای اراذل بازی اومده بودن و معلوم نبود به کی رای میدن!
10% طرفدار آقای احمدی نژاد که احتمالا 99% از این ده درصد به احمدی نژاد رای میدن.
بقیه هم که معلوم هستن طرفدارای آقایان رضایی و کروبی.
+ نوشته شده در ساعت 11:37  توسط محسن
|
سه شنبه نوزدهم خرداد 1388
نویسنده: امبروس بیرس
یکی از دو مردی که با هم صحبت می کردند دکتر بود. دیگری گفت:
-
من شما را خواستم دکتر، ولی فکر می کنم نمی توانید کاری برایم انجام دهید.
ممکن است به من یک روان شناس متخصص در جامعه گریزی (psychopathy) پیشنهاد
کنید؟ فکر می کنم کمی روانی شده ام.
دکتر گفت: شما مشکلی ندارید
-
قضاوت کنید. من دچار توهم شده ام. هر شب از خواب می پرم و آن سگ
نیوفندلندی (Newfoundland) سیاه و بزرگ که پاهای جلویی سفید دارد را می
بینم که خیره به من نگاه می کند. (ادامه داستان در ادامه مطلب...)
ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت 10:48  توسط محسن
|
در ریاضیات عدد اعشاری نا متناهی .....0.9999999 (با بی نهایت ۹) به عنوان یک عدد طبیعی و برابر با یک شناخته می شود. به عبارت دیگر نشان های .....0.9999999 (با بی نهایت ۹) و 1 هر دو یک عدد طبیعی را تعریف می کنند. این معادله به وسیله بسیاری از ریاضیدانان ثابت شده و در کتاب های درسی هم تدریس می شود. برای اثبات این معادله روش های گوناگونی وجود دارد که من آنهایی را که فهمیدم اینجا می نویسم! (برای دیدن معادله ها به ادامه مطلب بروید.)
ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت 2:6  توسط محسن
|
نویسنده : ماریا گودین مترجم : محسن انصاری جاوید
دوستم ناتالی هیچ خوبی از تو نمی بیند. او می گوید تنها چیزی که می توانی انجام دهی زوزه کشیدن، ....، کف کردن، وحشیانه خندیدن و دسته ای دیگر از اصوات نا به هنجار است. درست است که تو را در وضعیت بهتری ندیده، ولی هنوز فکر می کنم کمی بی انصافی می کند.
اوّلین باری که ناتالی به خانه ی ما آمد، به پشت خوابیده بودی و با دهان کف کرده خر و پف می کردی و آب دهانت از چانه ات سرازیر شده بود. ناتالی طوری به تو خیره شده بود که انگار موجودی از سیاره ای دیگر هستی. هیچ پنهان کاری از نا خوشنودی خودش نشان نداد. (بقیه داستان را در ادامه مطلب می خوانید)
ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت 12:14  توسط محسن
|
قدرتمند ترین لیزر دنیا با قدرت گرمایی درون خورشید جمعه بیست و نهم می سال 2009 در ایالت کالیفرنیا آمریکا برای تعدادی از سیاستمداران و دانشمندان رو نمایی شد. این لیزر که در تاسیسات ملی احتراق آمریکا (National Ignition Facility) قرار دارد یکی از 192 لیزری است که به سمت قطره کوچکی از هیدروژن نشانه گرفته شده اند. هنگامی که لیزرها به سمت این مقدار از هیدروژن شلیک شوند انتظار می رود که هیدروژن تبدیل به هلیوم شده و یک واکنش شیمیایی مانند سوزش ستارگان و یا انفجار اتمی به وجود آید.
این طرح در سال 1997 آغاز شده و هزینه ای بالغ بر سه میلیارد و پانصد میلیون دلار برای دولت فدرال
کالیفرنیا به همراه داشته است. دولت عقیده دارد که با این طرح دانشمندان قادر خواهند بود در آزمایشگاهی مطالعه کنند که در آن یک انفجار اتمی اتفاق می افتد و به آنها کمک می کند که از سلامت و ایمنی تسلیحات اتمی قدیمی تر ایالات متحده آگاهی پیدا کنند.
با این حال منتقدانی بر این عقیده هستند که این لیزر غیر ضروری و پر هزینه بوده و بعضی از احتمال ساخت تسلیحات اتمی مدرن تر ابراز نگرانی می کنند. در حالی که مدافعین این لیزر عظیم بر این باور هستند که این لیزر فواید دیگری هم دارد. آنها امیدوارند که با ایجاد یک واکنش ترکیبی که آنها آن را "احتراق ترکیبی" (fusion ignition) می نامند، بتوان به میزان بالایی برق تولید کرد. دانشمندان امیدوارند که این شکل از واکنش ها منجر به ایجاد منابع جدید سوخت های سبز گردد.
فرماندار ایالت کالیفرنیا آرنولد شوارتزنگر ساخت این لیزر را پیشرفت بزرگی در ایالت خود خواند. در این رونمایی 3500 نفر حضور داشتند. دانشمندان قصد دارند سال آینده انجام آزمایشات احتراق ترکیبی را آغاز کنند.
منبع صدای آمریکا ۳۰ می ۲۰۰۹
ترجمه محسن انصاری جاوید
+ نوشته شده در ساعت 22:26  توسط محسن
|