آقای علیرضا شیرازی مطلبی به اصطلاح جنجالی در وبلاگش نوشت و طبق انتظار حتی قبل از اینکه روی فیدخوان من ظاهر بشود از اشتراک های دیگران واکنش ها (که خالی از توهین هم نبودند) شروع شد. تا اینکه امروز مطلبی را در وبلاگ روی خط وحید خواندم که چندین سوال در مورد مسائلی مطرح کردن که از مطلب آقای شیرازی استنباط کردند. با تشکر از اینکه با منتطق استدلال و به دور از جهت گیری سوال هایی مطرح کردند من نظر خودم را همانجا کامل نوشتم ولی احتمالا به خاطر فیلترینگ نظر من منتشر نشد.
حالا می خواهم نظر خودم را در وبلاگ خودم بنویسم شاید نتیجه گیری های بهتری داشته باشیم. فقط عرض کنم که من در این مطلب کسی را متهم یا مجرم نمی کنم و کلی صحبت می کنم، جانب آقای شیرازی را هم نمی گیرم. پس سعی کنیم همیشه اول فکر کنیم بعد حرف بزنیم! من هم باید بگویم که "سعید ملک پور" را قبل از مطلب آقای شیرازی نمی شناختم و به دور از دو رویی باید بگوم که با وبسایت های ذکر شده در مطالب آشنا بودم.
سوال اول و دوم جناب وحید اینها بودند: "
۱- به نظر شما راه اندازی و یا مدیریت سایتی که محتوای آن (عکس و فیلم
و…) ناقض حریم شخصی کسی نباشد و همگی با اطلاع و رضایت و حتی خواست صاحبانش
منتشر شوند و این محتوا هیچ ربطی هم به کودکان و نابالغان نداشته باشد جرم
محسوب میشود؟
۲- اگر پاسختان به سؤال بالا مثبت باشد آیا این جرم از نظر شما چیز جز
عقیدهای است که برای جامعه مضر میدانید؟ یا علاقه مردم به تایپ آدرسی
مشخص و دیدن محتوای مورد نظرشان با اختیار چیزی است از جنس کشته شدنشان
توسط اقدامات تروریستی؟"
اگر ما نفس عمل وبسایتی که تصاویر و فیلم های داوطلبانه را منتشر می کرد در نظر بگیریم می بینیم که چیزی جز ایجاد شر و دردسر نبوده. وحید گفت که وبسایتی اگر ناقض حریم شخصی نباشد مجرم نیست، ولی وبسایتی که به قصد عدم نقض حریم شخصی ناخودآگاه حریم اجتماعی (چیزی که در سوال دوم مطرح شد) را نقض کند عملی خلاف قانون انجام داده است. وحید در سوال دوم با جواب دادن به سوال اول به گونه ای پاسخگو را در عمل انجام شده قرار دادند، ولی به عملی شخصی "علاقه مردم به تایپ آدرسی مشخص" اشاره کردند. آیا عواقب انتشار فیلم ها و تصاویر به قول شما داوطلبانه که باعث قتل دخترها توسط پدر ها و برادر ها، فراری و بی خانمان شدن قربانیان (که اکثرا هم داوطلب نبودند، چون بسیاری از داوطلبین خارج از کشور بودند!) و خیلی از اقدامات نابود کنندۀ خانواده و جامعه، آن هم در جامعۀ آسیب دیده و آسیب پذیری مثل جامعۀ ایرانی جرمی بزرگ نیست؟ انتشار حریم شخصی (ولو به زور و تجاوز) در محیط اجتماعی جرمی بزرگ نیست؟
در موضوع بعدی شما پرسیدید که: "
۲- اگر انجام «کاری» (مثلا تردد در امکان عمومی بدون حجاب) در کشوری جرم
محسوب شود و در کشور دیگری آزاد باشد کسی که در کشور اول به دنیا آمده حق
ندارد آن «کار» را در کشور دوم انجام دهد؟
۳- به نظر شما جواب سؤال بالا و یا میزان مجازات مجرم بستگی به میزان
توجه و علاقه مردم کشور اول دارد؟ مثلا اگر هنرپیشه معروف ایرانی در خارج
از کشور بیحجاب دیده شود مجرم است ولی یک شهروند معمولی حق انجام آن کار
را دارد؟"
برای جواب این سوال من در دو راهی قرار می گیریم. اگر نگاه شما به حجاب و پوششی متفاوت از حجاب تردد آزادانه و بی دردسر با حجاب و بی حجاب (ببخشید از این کلمه استفاده می کنم) در کنار یکدیگر باشد من هم با شما موافق هستم. ولی اگر شما از دیدگاه "جدایی دین از سیاست" مانند کشوری مثل فرانسه حجاب و نماد های مذهبی را ممنوع می کنید (منبع)، با همین استدلال و پشتیبانی از "وابستگی سیاست به دین" می شود به نظام جمهوری اسلامی حق داد که حجاب را امری ضروری قرار بدهد. اگر هم می گویید همچین اتفاقی در فرانسه نمی افتد، مثل همان جملۀ آقای احمدی نژاد شد که "در ایران همه ماهواره دارند و استفاده هم می کنند!" اینجا دیگر سیاست نسبی می شود و اگر شما به دومی نسبت دیکتاتوری می دهید، با همان استدلال شما می توان به اولی هم نسبت دیکتاتوری داد.
اگر هم به بهانۀ همین وبسایت ها تصاویر بدون حجاب یک هنرپیشه پخش می شوند و به نظر شما مجرم خوانده می شوند، به این خاطر است که نظام این هنرپیشه را متعلق به خود می داند، چون این هنرپیشه از دل همین نظام معروف شده است، پس طبیعی است که موضع بگیرد.
دو سوال آخر شما هم کمی ناپخته بود، انگار که کنار گود نشسته بودید و می گفتید لنگش کن!
"
۴- اگر فعالیتی اینترنتی در همه کشورها جرم محسوب شود (مثلا خرید و فروش
کودکان از طریق اینترنت) مسؤل رسیدگی به آن جرم به ملیت مجرم ربط دارد یا
کشوری که در آن جرم انجام شده است؟
۵- به نظر شما زبانها متولی جغرافیایی دارند؟ اگر سایت مجرمی به زبان
فارسی منتشر شود کدام یک از دولتهای ایران یا افغانستان یا تاجیکستان حق
دستگیری و محاکمه صاحب سایت را دارند که جرمش را در کشور دیگری انجام داده
است؟ اگر صاحب سایت ملیت متفاوتی داشت چطور؟ یا اگر ایرانی بود و به زبانی
غیر از فارسی اقدام به جرم میکرد؟"
اولا باید به دستگاه های اطلاعاتی ایران تبریک گفت که خارج از ایران هم مجرم را دستگیر می کنند (باز هم می گویم کسی را متهم یا مجرم نمی کنم). به نظر شما هدف کار مهم است یا مکان کار؟ ترور های عبدالمالک ریگی چون ترور بودند مهم بودند یا چون در خارج از ایران بودند؟
ثانیا، شما با بهانه قرار دادن زبان، فرهنگ افغانستان و تاجیکستان با ایران را یکسان دانستید، در حالی که زبان به هیچ وجه عامل ایجاد فرهنگ نیست، بلکه تنها ابزاری برای تبادل و انتقال فرهنگ (گاهی حتی نابودی یک فرهنگ) است. پس پاس دادن یک عمل مجرمانه به دیگر کشور ها (در حالی که شواهد نشان می داد اکثریت قاطع کاربران این وبسایت ها ایرانی بودند) سرپوش گذاشتن روی یک جرم است.
در آخر هم پرسیدید: "
۷- آیا شما با کار غیرقانونی موافقید؟ مخصوصا که از مسؤلان امنیت کشور
سربزند؟"
استدلال بر اینکه با خروج از محدودۀ جغرافیایی جان خودشان را نجات بدهند مثل این است که بگوییم فحش بدهند و در بروند! نهایتا هم باز بحث دیکتاتوری و قضاوت یک طرفانه را به میان کشیدی که بحث در این مورد چیزی جز آب در هاون کوبیدن نیست.
(بر خلاف معمول نظرخواهی هم بدون تایید نویسنده فعال می شود تا بهانه دست کسی نباشد!)