اولین سؤال و احتمالاً بی جواب ترین سؤال این است که این «وبلاگستان فارسی» چیست؟ چقدر بزرگ است؟ بدون مرز است؟ یک وبلاگ باید چه ویژگیهایی داشته باشد که وبلاگستان فارسی آن را در خود بپذیرد؟ آیا اصلاً این نامگذاری اساسی مستند دارد یا اینکه از ذوق و قریحه ی نوآور و خلاق یک عده علاقهمند سرچشمه گرفته است؟ اصلا منظور از فارسی چیست؟ آیا وبلاگنویسان افغانستان و تاجیکستان هم در حیطۀ وبلاگستان فارسی قرار میگیرند و اصلاً عملکرد آنها بررسی شده است؟ یا اینکه منظور از وبلاگستان فارسی همان یک عدهی معدود وبلاگنویس ایرانی است که نزدیک به یک دهۀ قبل و پس از آن شروع به نوشتن وبلاگ به زبان فارسی کردهاند؟ ممکن است تاجیکها هم چیزی به نام «وبلاگستان فارسی» یا چیزی مشابه آن داشته باشند و ما ایرانی ها را به حساب نیاورند؟ یا اینکه مانند شبکههای بی بی سی و صدای آمریکا توجه ما فقط معطوف به ایران است؟
موضوع دیگری که در بین مطالبی که این چند وقت خواندهام تولید محتوا بوده است، بهترین شاهد برای مقایسۀ محتوای تولید شده در این چند وقت که به عقیدۀ دوستان عزیر دوران سراشیبی وبلاگستان فارسی بوده است و محتوای تولید شده در زمان اوج وبلاگ نویسی که احتمالاً باید سه چهار سال پیش باشد انداختن نگاهی به آرشیو وبلاگهای مطرح و قدیمی تر است. اگر نگاهی به آرشیو این وبلاگها بیاندازیم به خوبی متوجه میشویم که هیچ تفاوتی بین کیفیت محتوای تولید شده در چند سال قبل و محتوای کنونی و به روز وجود ندارد و حتی محتوا از لحاظ کیفیت و کمیت غنیتر هم شدهاند، وبلاگنویسان تازهای از راه رسیدهاند که شاید ما را نیازی به آنها نباشد اما منبعی غنی برای تودهای عظیم از کاربر هستند.
سؤال بعدی این است که آیا این وبلاگ و این وبلاگ هم جزو وبلاگستان فارسی هستند یا خیر؟ اصلاً ما که ادعای تولید محتوا داریم، نوشتههای این وبلاگها را هم تولید محتوا قلمداد میکنیم؟ آیا مشترکان و بازدیدکنندگان این وبلاگها هم نظری موافق با شما در مورد وضعیت بغرنج مفهوم «وبلاگستان فارسی» دارند؟ آیا این ایدهای که دم از آن میزنیم در مطالب نویسندگان این وبلاگها مشاهده نمیشود؟ آیا اگر در آیندهای نزدیک این گروه از وبلاگنویسان دیگر ننویسند خوانندگان آنها هم سیم تلفن خود را میکشند؟
آیا این وبلاگ و این وبلاگ محتوا تولید نمیکنند؟ آیا ما محتوای این وبلاگها را به درستی و با تفکر و بررسی عمیق میخوانیم؟ یا فقط برای جدا نیافتادن از غافلۀ هنر و ادب برای آنها سر و دست میشکنیم؟ آیا خوانندگان ثابتی که تا انتها مطالب طولانی و خسته کننده از نظر ما را میخوانند و نظری درخور مطالب این وبلاگها میدهند از عملکرد اخیر این وبلاگها راضی نیستند؟ (باید ذکر شود که این وبلاگها از دید محدود من مثال زده شدهاند، دید محدود همان مشکل عظیمی است که دوستان عزیز درگیر آن هستند)
موضوع دیگر گسترش شبکههای اجتماعی است، آیا وبلاگهای تولید کنندۀ محتوا از این شبکهها بازدید ندارند؟ مطالب این وبلاگها در شبکههای اجتماعی پیوند نشدهاند؟ اصلاً قابل قبول است که تقصیر کم رونق شدن مفهوم «وبلاگستان فارسی» را دلمشغولیها و اعتیاد به این شبکهها بدانیم؟ اگر جواب مثبت است دیگر دلیل نوشتن وبلاگ توسط این دوستان چه بود؟
جواب سؤال آخر هم که روشن است، وبلاگنویسی در ایران خیلی متفاوت از وبلاگنویسی خارج از ایران است. محتوایی که در وبلاگهای ایرانی تولید میشوند و مورد نظر دوستان ما هستند یا ترجمه هستند که از وبلاگهای بسیار بزرگ و درآمدزا و با پرسنل بالا اداره میشوند و یا آموزشهایی هستند که اکثراً در انجمنهای گفتگو یافت میشوند، به نظر شما یک وبلاگنویس تا چه زمانی ترجمه میکند؟ تا کی یاد میدهد؟
یا مثلاً شرایط ایجاد شده بعد از انتخابات سال 1388 دلیلی برای افت محتوا در بین وبلاگهای فارسی شد، آیا جنب و جوش و طراوت وبلاگهای فارسی قبل از انتخابات همان تبلیغات کاندیداهای مورد علاقهشان بود؟ آیا بعد از انتخابات کسی دربارۀ وقایع بعد از انتخابات ننوشت؟ علت این نوشتن انگیزه بود یا بیانگیزگی؟ حتی سرخوردگی دلیلی برای تولید محتوا دربین وبلاگهای فارسی نشد؟ یا مثلاً علل شکت میرحسین موسوی توسط طرفداران محمود احمدینژاد در دستهی محتوای مفهوم وبلاگستان فارسی قرار نمیگیرد؟ آیا علت ننوشتن وبلاگ توسط جماعت وبلاگستان فارسی نشستن پای صدای آمریکا و بی بی سی و یوتوب و توییتر نبود؟ بیانگیزگی باعث این عمل شد یا انگیزه؟ آیا این جماعت در دورهای که روزانه تعداد زیادی کلیپ از حوادث بعد از انتخابات میدیدند تحلیلهای طرفداران میرحسین موسوی و نقدهایی را که بر بیانیههای او میشد میخواندند؟ یا فقط با خواندن عنوان مطلب آن را پخش میکردند؟ یا مثلاً گوش به زنگ بودند تا کاریکاتورهای نیک آهنگ کوثر و مانا نیستانی را ببینند و کیفورِ سیاسی عقیدتی بشوند؟ اصلاً این وبلاگها را به عنوان جزوی از مقهوم وبلاگستان فارسی قبول دارند؟ اصلاً مطالب سیاسی و اجتماعی که نوشته شدند اما ما ندیدیم محتوا هستند؟
حالا کمی هم در مورد علل این بحثها صحبت میکنیم. سؤال ضروری اصلاً اینجاست که وبلاگنویسان حق اظهار نظر در مورد مفهوم «وبلاگستان فارسی» دارند یا خوانندگان وبلاگها؟ اصلاً این سردمداران و تابوت بران وبلاگهای فارسی در جایگاهی هستند که در مورد وبلاگهای فارسی نظر بدهند و آیندۀ آن را مبهم و نا معلوم تشخیص بدهند؟ آیا این وبلاگنویسها خود مشترکین و بازدیدکنندگانشان را از کیفیت مطالب وبلاگهای خود بدست آوردهاند یا کمیت دوستان و روابط؟
حالا میخواهم پای خود را از گلیمم درازتر کنم و چند نظر بدهم. اگر منظور شما از آیندۀ مبهم وبلاگستان فارسی همان دایرۀ محدود و کوچکی است که خود دیدهاید، باید بگویم که شما همین الان هم مردهاید! برای خود آینده فرض نکنید! اما اگر منظور شما تمام وبلاگهایی است که به زبان فارسی مینویسند باید بگویم که هیچکدام از ماها در جایگاهی نیستیم که در مورد وبلاگهای فارسی نظری اینچنینی بدهیم. دادن این نظرات دقیقاً قیچی کردن تمامی سؤالاتی است که پرسیده شد، و اثری جز بیانگیزه کردن دیگر وبلاگنویسان ندارد.
















