مسخ یک عشق پر آوازه شدن

سه شنبه, مهر ۱۹م, ۱۳۹۰ | نویسنده : محسن الف. جیم. |

بعضی‌ها می‌گن معنا و مفهوم شعر مهم نیست، ظاهرش مهمه. این مصراع هم منو به این فکر فرو برده که اصلاً معنا داره یا فقط قشنگه. متناقض‌نما داره؟ بین مسخ و پرآوازه؟ پرآوازه الزاماً مفهوم زیبایی رو می‌رسونه؟ اصلاً «سپیده‌ی طوسی سرد» هم این وسط خودش مشکلیه. اصلاً مسخ یک عشپ پرآوازه شدن در یک سپیده طوسی سرد یعنی چی؟ یعنی در یک صبح زمستانی از یک عشق پرآوازه زیبا شدن؟

مفهومی که من از «مسخ یک عشق پرآوازه شدن» می‌گیرم، زشت شدن یا شاید پست شدن از یک عشق پرآوازه (مثلاً لیلی و مجنون) است. اصلاً شاید شاعر خواسته مفهوم «طلسم شدن» یا «افسون شدن» رو برسونه. من فکر می‌کنم صادق هدایت به درستی از «مسخ» استفاده کرده و احتمالاً اگه شاعر این داستان رو می‌خوند نسبت به این واژه کمی فکر می‌کرد.

رابطه بین نبودن مادر در خانه و سوء تغذیه

پنجشنبه, خرداد ۲۶م, ۱۳۹۰ | نویسنده : محسن الف. جیم. |

ساعت حدود نه و نیم شب؛

دوستم که ازم جدا شد، ۵۰۰ تومن تو جیبم پول بود، کرمم گرفت برم یه ایستک بخرم. رفتم بقالی، چشمم به یه نکتار هلو افتاد، اونم گرفتم و زدم به حساب و برگشتم خونه. بابا هم برگشته بود خونه. خیار و گیلاس خریده بود. ایستک رو باز کردم و تقریباً تو یک دقیقه همه‌شو سر کشیدم. کلاً خیار خورِ قَدَری هستم؛ هفت هشت تا خیار هم لومبوندم. آب هلو رو که داشتم توی یخچال می‌گذاشتن، چشمم به یه دونه سوسیس کوکتل افتاده بود. راستش اینجای قضیه خودم هم نگران معده شدم، اما هرچی مقاومت کردم ثمری نداشت. سوسیس رو هم خام خوردم. یادم  نمیاد چند دقیقه این وسط طول کشید و این هم یادم نمیاد که اول گیلاس خوردم یا اول آب هلو نوشیدم، اما خب اینا رو هم خوردم و نوشیدم (۱). داداش بزرگه گفت برو پنج تومن ژامبون به علاوه خیارشور بخر شام بخوریم.  دوباره رفتم بقالی. یه پر ژامبون رو همونجا خوردم. اومدم خونه. یه پر دیگه ژامبون و چهار پنج تا خیارشور هم خوردم. از حق نگذریم خیارشورای حقی بودن، صدایی که ازشون زیر دندونام می‌شنیدم منو تحریک می‌کرد بیشتر بخورم. بقیه که داشتن شام می‌خوردن، دیدم یه تن ماهی هم رو سفره چشمک می‌زنه. یه لقمه کوچیک هم تن ماهی خوردم، همچین تعریفی نداشت. داداش دومیه بر خلاف داداش چهارمیه آشپز خوبی نیست. اگه داداش بزرگه پسرشو (که من عموشم) به خاطر اینکه نوشابه نخوره دعوا نمی‌کرد، شاید اصلاً فکر نمی‌کردم نوشابه هم داریم. رفتم یه لیوان هم نوشابه ریختم و نوشیدم. تازه واسه اینکه برادر زاده من نوشابه نخوره براش دوغ خریده بودم. اما هنوز دوغ نخوردم.

ساعت ۱۰:۳۹٫

—————————————–

(۱) کلاً یکی از ویژگی‌های جملات زبان انگلیسی تطابق الزامی حروف اضافه با افعال است. مثلاً:

All the time, they talked about and didn’t listened to their teacher.

راستش با این وعده غذایی که من داشتم الان جمله از این بهتر به ذهنم نمیاد. اما خب اینجا اون talked about هم به Teacher برمی‌گرده.

————————————–

در حین نوشتن این نوشته هم به طور متداوم داشتم به آهنگ The Drugs Don’t Work از گروه The Verve گوش می‌دادم. خیلی خیلی آهنگ ملایم و زیباییه. گوش بدین

مـــــــــــــــاه

چهارشنبه, بهمن ۲۰م, ۱۳۸۹ | نویسنده : محسن الف. جیم. |


ماه سحرآمیز

حفره‌ای در آسمان

شب‌تاب خارق‌العاده

خیلی کامل اما اغلب واقعی

یک جفت چشم که بسته می‌شوند

کودکی گزیده در خورشید زرین

یک سگ مرمرین که به دنبال ماشین‌ها می‌دود

تا دورترین امتدادهای ساحل و فراسوی آن، به درون دریای ستاره‌ها

Jason Mraz – Bella Luna

مکافات

دوشنبه, آبان ۱۷م, ۱۳۸۹ | نویسنده : محسن الف. جیم. |

بعضی از کلمات بعد از گذشت زمان به مفاهیمی نسبت داده میشن که شاید هیچ ارتباطی با معنای قبلی اونها نداشته باشه. مثلاً عبارت «آب روغن قاطی کردن» از ظاهرش پیداست که به وسیله‌ی نقلیه مربوط میشه، اما خب در زبان محاوره یا کوچه بازاری خودمون برای اشاره به کسی که دل و روده‌اش پیچ خورده هم استفاده میشه. یا همین «برزخ» که اسم عالم پس از مرگ هست و به آدم حسی از سردرگمی و خلصه میده، برای اشاره به کسی که اعصابش خورده و باعث ایجاد عواقبی میشه بکار میره.

توی آخرین آلبوم گروه آلتر بریج هم یک ترانه ای هست به اسم «fallout». اگه بریم توی فرهنگ های انگلیسی دنبال این کلمه بگردیم اولین تعریفی که برای این کلمه نوشته شده اینه: گرد و غباری (رادیواکتیو) است که پس از انفجار اتمی در فضا پخش می‌شود. معنای دوم این کلمه هم «عواقب» و «مکافات» هست. ریشه‌ی این کلمه هم برمیگرده به سال ۱۹۴۹ (Merriam-Webster's Collegiate Dictionary 11th edition) یعنی دقیقاً همون وقت‌هایی که بمب اتمی و انفجار و از این قبیل مسائل رو بورس بود.

من اصلاً مفسر خوبی نیستم و نمیدونم که منظور این ترانه از fallout چی بوده. یعنی تا اونجا که من سعی کردم به هر دوتا میخوره، مخصوصاً این قسمت:

Can you feel him somewhere in the fallout

He's someone just like you

Who's lost to find the truth

Can you hear him from afar he cries out

For the answer to be shown

As he dares to walk the fallout on his own

هارد راک اروپایی – هارد راک آمریکایی

پنجشنبه, فروردین ۲۶م, ۱۳۸۹ | نویسنده : محسن الف. جیم. |

بدون هیچ برو برگردی سبک هارد راک از وقتی که دوستم سینا یک سی دی از آلبوم های گروه معروف اسکورپیونز رو بهم داد سبک مورد علاقۀ من شده. اسکورپیونز هم که همین چند وقت پیش با آخرین آلبومش ترکوند و فکر کنم دو سه هفته ای فقط این آلبوم رو به ترتیب از اول تا آخر گوش می دادم. وقتی بخواهیم از یک گروه اروپایی (آلمانی) هارد راکی با ریتمی شاد و دنسینگ بشنویم این هارد راک کاملاً تحت تاثیر موسیقی دیسکوی اروپا قرار میگیره مثل مستربوی (Masterboy) یا مدرن تاکینگ. انگار که همون ملودی ها رو با گیتار و بیت های تند و سنگین رده باشن. شاید با یک بار گوش دادن فحش بدیم و اراجیف بگیم ولی اگه قشنگ تو بحرش بریم از شیش و هشت ترین آهنگ های ایرانی هم رقص آور ترن، به خصوص وقتی بفهمی چی دارن می گن و به خصوص تر وقتی میری اجرای زنده اونارو میبینی (که ما همچین سعادتی نداشتیم!).

هارد راک که به آمریکا میرسه یک طور دیگه میشه. کاملاً تحت تاثیر سبک کانتری (یا سنتی) آمریکا با همون گیتار سولو هایی که با گوش آدم بازی می کنن، قرار می گیره. البته هارد راک آمریکایی کمی سنگین تره و به هوی متال نزدیکتره. حتی این برتری برای هارد راک آمریکایی هست چون هارد راک اروپایی هرچی سنگین تر و سریع تر بشه افت می کنه. امروز آلبوم اسلش، یکی از اعضای گروه معروف گانز ان روزز (خیلی ها آهنگ باران نوامبری رو دیدن با اون گیتار سولوی نابود کننده)، به نام اسلش رو دانلود کردم که خوانندۀ دوتا از ترانه هاش مایلز کِنِدی، خوانندۀ گروه اُلترنتیو متالِ آلتر بریج هست. آهنگ استار لایت واقعا معرکه شده.

اگه دوست دارین هارد راک آمریکایی رو بچشین برین این رو دانلود کنید.

اگه هم دوست دارین هارد راک اروپایی رو مز مزه کنین این رو فراموش نکنید.