سوزش دوسویه
سه شنبه, بهمن ۲۵م, ۱۳۹۰ | نویسنده : محسن الف. جیم. |
سه هفته یا شاید یک ماهی شد که رایانه شخصی (Personal Computer) من تو تعمیرگاه به علت گرانی و نایابی قطعه داشت خاک میخورد. اما آخرش تعمیر شد و آوردمش خونه. راستش من نمیفهمم چطوریه که آمار و ارقام (Figures) نشون میده که فروش رایانههای شخصی در دنیا با افت مواجه شده. تو این سه هفته یا شاید سه ماهی که من رایانه شخصی نداشتم، اصلاً دنیای فناوری با رایانه همراه (Laptop, Notebook) بهم نچسبید، بماند که کار کردن عذاب علیم شده بود برام و چندتا کار رو هم به همین بهانه رد کردم.
به هر حال هرچی که بود خدا رو شکر الان بازم رایانه شخصی دارم. تو این چند وقت یک مقداری ترانههای شر و بر تا یکم خوب روز رو با رایانه همراهم بارگیری (Download) کرده بودم. پریشب حافظه همراه (Flash Drive) رو برداشتم تا این ترانهها رو از رایانه همراه به رایانه شخصی خودم منتقل کنم. حافظه همراه رو به رایانه همراه وصل کردم و ترانهها رو با موفقیت کپی کردم توی حافظه همراه (معادل کپی کردن چیه؟). بعد حافظه همراه رو از رایانه همراه خارج کردم و به رایانه شخصی وصل کردم. اما نتونستم محتویات درونش رو مشاهده کنم. دیروز هم به نتیجه قطعی رسیدم که حافظه همراه من از کار افتاده. مجبور شدم برم یه حافظه همراه دیگع بخرم.
چند روز پیش یک بهروزرسانی برای تلفن همراه (Cell phone, Mobile Phone) من منتشر شد. من هم که ندید بدید، نصبش کردم اما اتصال اینترنتی بیسیم (Wireless Connection) از کار افتاده بود. مجبور شدم همراهم رو فلش کنم (معادل فلش چیه؟) و از دوباره بهروز رسانی رو نصب کنم. فلش که کردم، باز هم با کلی نرمافزار بیاستفاده مثل Gmail، Maps و… روبرو شدم که بیخود حافظه موقت (RAM) همراهم رو اشغال میکردن. البته این نکته هم جالب بود که بعد از به روز رسانی فضای آزاد حافظه موقت خیلی بیشتر شده بود. من هم بلافاصله نرمافزار مورد نظر رو نصب کردم و شروع کردم به حذف (Uninstall، نمیدونم چرا) این نرمافزارهای بیاستفاده. وقتی کار حذف نرمافزارهای بیاستفاده تموم شد، رفتم وضعیت حافظه موقت رو بررسی کردم دیدم اُه، ۲۳۰ مگابایت فضای خالی دارم. همراهم داشت پرواز میکرد. (قبل از بهروز رسانی و حذف نرمافزارهای بیاستفاده، حداکثر ۱۷۰ مگابایت فضای خالی داشتم). اما خب این خوشحالی من دیری نپایید و همراهم برای اولین بار در تمام مدتی که همراه من بود هنگ کرد (معادل هنگ یا کرش چیه؟). مجبور شدم همراهم رو باتریکش کنم.
امروز صبح، البته صبح بر مبنای فاصله زمانی از هنگامی که بیدار میشی، نمیدونم چه کاری پیش اومد که خواستم از دوربین عکاسی همراهم استفاده کنم. آها یادم اومد دوستم اومده بود یه عینک ریبن داشت که وقتی به چشمم زدم شبیه Pitbull شده بودم و میخواستم از خودم عکس بگیرم. اما وقتی دوربین همراهم به سرعت بالا اومد با پیغام No Memory Card مواجه شدم. راستش در همون برداشت اول فقط سوختن کارت حافظه به ذهنم اومد. همراه رو خاموش کردم، حافظه رو یک بار در آوردم و دوباره نصب کردم، اما فایدهای نداشت. حافظه رو در آوردم و با کارت خوان (Card Reader) به رایانه وصل کردم و اما خب حدسم کاملاً درست بود: کارت حافظه همراه من هم سوخته بود.
راستش از سوختن حافظه همراه و کارت حافظه همراهم به شکلهای مختلفی ناراحت شدم. وقتی دیگه به یقین رسیدم که حافظه همراه من سوخته، از این بابت ناراحت شدم که حافظه خیلی خوبی بود و نباید به این راحتی از دست میدادمش، از بابت محتویات توش ناراحت نبودم چون نه اهمیت داشتن و نه بدون پشتیبان (Back-up) بودن. اما وقتی کارت حافظه تلفن همراهم سوخت، از بابت جنسش اصلاً ناراحت نشدم، از بابت خیلی از عکسها و فیلمهایی که پشتیبان نداشتم، نرمافزارهایی که پشتیبان نداشتم واقعاً دلم سوخت.
سه هفته یا شاید یک ماهی شد که رایانه شخصی (Personal Computer) من تو تعمیرگاه به علت گرانی و نایابی قطعه داشت خاک میخورد. اما آخرش تعمیر شد و آوردمش خونه. راستش من نمیفهمم چطوریه که آمار و ارقام (Figures) نشون میده که فروش رایانههای شخصی در دنیا با افت مواجه شده. تو این سه هفته یا شاید سه ماهی که من رایانه شخصی نداشتم، اصلاً دنیای فناوری با رایانه همراه (Laptop, Notebook) بهم نچسبید، بماند که کار کردن عذاب علیم شده بود برام و چندتا کار رو هم به همین بهانه رد کردم.
به هر حال هرچی که بود خدا رو شکر الان بازم رایانه شخصی دارم. تو این چند وقت یک مقداری ترانههای شر و بر تا یکم خوب روز رو با رایانه همراهم بارگیری (Download) کرده بودم. پریشب حافظه همراه (Flash Drive) رو برداشتم تا این ترانهها رو از رایانه همراه به رایانه شخصی خودم منتقل کنم. حافظه همراه رو به رایانه همراه وصل کردم و ترانهها رو با موفقیت کپی کردم توی حافظه همراه (معادل کپی کردن چیه؟). بعد حافظه همراه رو از رایانه همراه خارج کردم و به رایانه شخصی وصل کردم. اما نتونستم محتویات درونش رو مشاهده کنم. دیروز هم به نتیجه قطعی رسیدم که حافظه همراه من از کار افتاده. مجبور شدم برم یه حافظه همراه دیگع بخرم.
چند روز پیش یک بهروزرسانی برای تلفن همراه (Cell phone, Mobile Phone) من منتشر شد. من هم که ندید بدید، نصبش کردم اما اتصال اینترنتی بیسیم (Wireless Connection) از کار افتاده بود. مجبور شدم همراهم رو فلش کنم (معادل فلش چیه؟) و از دوباره بهروز رسانی رو نصب کنم. فلش که کردم، باز هم با کلی نرمافزار بیاستفاده مثل Gmail، Maps و… روبرو شدم که بیخود حافظه موقت (RAM) همراهم رو اشغال میکردن. البته این نکته هم جالب بود که بعد از به روز رسانی فضای آزاد حافظه موقت خیلی بیشتر شده بود. من هم بلافاصله نرمافزار مورد نظر رو نصب کردم و شروع کردم به حذف (Uninstall، نمیدونم چرا) این نرمافزارهای بیاستفاده. وقتی کار حذف نرمافزارهای بیاستفاده تموم شد، رفتم وضعیت حافظه موقت رو بررسی کردم دیدم اُه، ۲۳۰ مگابایت فضای خالی دارم. همراهم داشت پرواز میکرد. (قبل از بهروز رسانی و حذف نرمافزارهای بیاستفاده، حداکثر ۱۷۰ مگابایت فضای خالی داشتم). اما خب این خوشحالی من دیری نپایید و همراهم برای اولین بار در تمام مدتی که همراه من بود هنگ کرد (معادل هنگ یا کرش چیه؟). مجبور شدم همراهم رو باتریکش کنم.
امروز صبح، البته صبح بر مبنای فاصله زمانی از هنگامی که بیدار میشی، نمیدونم چه کاری پیش اومد که خواستم از دوربین عکاسی همراهم استفاده کنم. آها یادم اومد دوستم اومده بود یه عینک ریبن داشت که وقتی به چشمم زدم شبیه Pitbull شده بودم و میخواستم از خودم عکس بگیرم. اما وقتی دوربین همراهم به سرعت بالا اومد با پیغام No Memory Card مواجه شدم. راستش در همون برداشت اول فقط سوختن کارت حافظه به ذهنم اومد. همراه رو خاموش کردم، حافظه رو یک بار در آوردم و دوباره نصب کردم، اما فایدهای نداشت. حافظه رو در آوردم و با کارت خوان (Card Reader) به رایانه وصل کردم و اما خب حدسم کاملاً درست بود: کارت حافظه همراه من هم سوخته بود.
راستش از سوختن حافظه همراه و کارت حافظه همراهم به شکلهای مختلفی ناراحت شدم. وقتی دیگه به یقین رسیدم که حافظه همراه من سوخته، از این بابت ناراحت شدم که حافظه خیلی خوبی بود و نباید به این راحتی از دست میدادمش، از بابت محتویات توش ناراحت نبودم چون نه اهمیت داشتن و نه بدون پشتیبان (Back-up) بودن. اما وقتی کارت حافظه تلفن همراهم سوخت، از بابت جنسش اصلاً ناراحت نشدم، از بابت خیلی از عکسها و فیلمهایی که پشتیبان نداشتم، نرمافزارهایی که پشتیبان نداشتم واقعاً دلم سوخت.
