سوء پیشفرض ذهنی

یکشنبه, دی ۴م, ۱۳۹۰ | نویسنده : محسن الف. جیم. |

چند وقتی میشه که یه گوشی آندرویدی خریدم. واسه خریدنش هم خیلی تحقیق کردم. از روزی هم که خریدمش خیلی در جریان اخباری که درباره سری محصولات گوشی من از سازنده گوشی بیرون می‌اومد بودم. مثلاً تا آخر دسامبر هرکی در Box با گوشی‌های آندرویدی این سازنده ثبت‌نام کنه یا از قبل ثبت‌نام کرده باشه و نرم‌افزارش رو برای آندروید نصب کنه ۵۰ گیگابایت فضای رایگان دائمی جایزه می‌گیره، منم این کارو کردم.

یا مثلاً یکی از بهترین خبرها این بود که سری محصولات آندرویدی سال ۲۰۱۱ این سازنده تا سه چهار ماه دیگه به نسخه چهارم آندروید مجهز میشن. موضوعی‌ هم که باعث شد من بعد از یک ماه و اندی دوباره بنویسم درباره همین نسخه چهارم بود. تو اینترنت داشتم می‌گشتم که با یک خبری با عنوان «گالکسی تب و گالکسی اس اندروید ۴ دریافت نمیکنند» روبرو شدم. نمی‌دونم چی شد که من این عنوان رو کاملاً برعکس خوندم، یعنی چیزی که من خوندم این بود: *«گالکسی تب و گالکسی اس اندروید ۴ دریافت میکنند». شاید چون در جریان این به روز رسانی برای گوشی خودم زیاد بودم، کنجکاو شدم تا مطلب رو ادامه بدم. اما درست همون ابتدا با کلمه «متأسفانه» روبرو شدم. اونجا بود که یکم از لحاظ ذهنی گیر کردم! برگشتم به عنوان و فکر کنم برای بار دوم هم همون عنوان غلط به چشم من اومد. اینبار فکر کردم شاید نویسنده خواسته به مطلبش جذابیت بده، یا چه می‌دونم اصلاً اشتباهی درکار بوده، اما خب کامل که درگیر شدم دیدم فعل عنوان خبر «نمیکنند» بود.

شاید سر و صدایی که محسولات سامسونگ به پا می‌کنن خیلی بیشتر از سونی اریکسون باشه، شاید بشه گفت به اندازه محصولات اپل. واسه همین بود که هیچ وقت انتظار نداشتم با فعلی مثل «نمیکنند» روبرو بشم.

مارمولکی در غربت

جمعه, تیر ۳م, ۱۳۹۰ | نویسنده : محسن الف. جیم. |

مارمولک‌ها ار خزنده‌هایی هستن که علاقه خاصی بهشون دارم. گاهی شده که روی دیوار خونه مارمولک‌های سبز و پسته‌ای رنگ و لاغر و کشیده رو برای چند دقیقه نگاه کنم. اما امروز یه اتفاق جالبی افتاد. مامان توی حیاط بود که یهو صدام زد بیا یچی بهت نشون بدم. رفتم و چشمم به یه مارمولک عجیب افتاد که تا حالا ندیده بودم. یک مارمولک با رنگ خاکی و خال های قهوه‌ای و شکمی چاق که درست شکل بچه تمساحه و حتی روی پشتش هم تیغ داره.

تا اونجایی که من میدونم اینجور مارمولک‌ها با این شکل و شمایل باید بومی مناطق خشک و بیابانی باشن. داداشم میگه از اینجور مارمولکا توی تهران پره. حالا این از کجا سر و کله‌اش پیدا شده نمی‌دونم. شاید توی کوله داداشم بوده و وقتی از پادگان برگشته اومده بیرون. یا شاید هم اگه یکم برمودایی فکر کنم به علت تغییرات آب و هوایی این مارمولکا اینورا پیدا شدن یا اگه یکم تخیلی فکر کنم تغییرات ژنتیکی مارمولک‌های سبز و مغز پسته‌ای با پوست نرم و اندام کشیده روی دیوار خونه ما رو به این شکل در آورده!!!

برای دیدن تصاویر با اندازه واقعی روی آنها کلیک کنید.

Keep Items Unread

چهارشنبه, فروردین ۳۱م, ۱۳۹۰ | نویسنده : محسن الف. جیم. |

full of description    

استقلالی هستم

چهارشنبه, فروردین ۱۰م, ۱۳۹۰ | نویسنده : محسن الف. جیم. |
استقلال و پرسپولیس دارن بازی می کنن؟
من که بچه بودم بهم گفتن قرمزی یا آبی؟
گفتم ها؟
گفتن طرفدار کدوم تیمی؟
گفتم ها؟
گفتن خره استقلالی هستی یا پرسپولیسی؟
منم گفتم ها؟
بعد دیگه ازم ناامید شدن داشتن بیخیال میشدن منم واسه اینکه ضایع نشم گفنم آها یادم اومد استقلالی هستم.
از اون موقع من استقلالی شدم. اما تاحالا یادم نمیاد یه بازیشو تا آخر دیده باشم.
ها؟

ما ایرانی‌ها و زلزله ژاپن

چهارشنبه, اسفند ۲۵م, ۱۳۸۹ | نویسنده : محسن الف. جیم. |

بعد از این زلزله و فرزند خلفش آب‌تاب* که اومدن و ژاپن رو از هم پاشیدن، یک مسئله‌ای باعث شد که روی واکنش مردم به این حادثه دردآور خیلی متمرکز بشم. هر کجا که بودم سعی می‌کردم با پیش کشیدن موضوع نهظر بقیه آدما رو هم درباره این واقعه غم‌انگیز جویا بشم، نتیجه این تمرکز هم چیزی بود که قصد دارم تا الان بنویسم:

خیلی‌ها با تشابه بسیار و تفاوت خیلی کم عقیده داشتن: زلزله اصلاً کسی رو نکشتا! سیل همه رو کشت!

از این مسئله برداشت میشه که، بیشتر از فاجعه و کشت و کشتار (خیلی بیشتر از این که من می‌گم) استحکام و امنیت ساختمان‌های ژاپنی برای مردم ایران مهم بوده! حالا هرچقدر که زیر آبو گل و لای مدفون شدن جای خودش، ساختمونا رو بچسب که تکون نخوردن.

حالا دلیل اینکه چرا اکثر مردم از سیل به جای سونامی استفاده می‌کنن خودش جای سواله، اما جالب اینجاست که وقتی به بابام گفتم که این سونامی بوده نه سیل با حالتی تهاجمی برگشت گفت، سونامی پونامی چیه سیل بود دیگه. خب اینم یکجور از فرایند مقاومت در برابر تحولات زبانیه دیگه.

مسئله دوم هم این بود که، اصلاً از این چیزا بگذریم، کلاً همه ایران میدونن که اگه این زلزله تو دشت کویر هم بیاد (خدا نکرده) سمنان و تهران و قم و اصفهان و یکم اینورتر و یکم اونورتر از بین میرن! اونوقت سیلی نیست که مردم بهش بچسبن، زلزله خیلی شدید بوده که ایران از بین رفته.

* این آب‌ـاب رو هم توی بی بی سی فارسی شنیدم، یک آقایی به نام مهدی حسینی ابداع کرده، دستش درد نکنه واژه جالبیه.

دزدی با خسارت معنوی – دزدی با خسارت مادی معنوی

جمعه, اسفند ۲۰م, ۱۳۸۹ | نویسنده : محسن الف. جیم. |

فکر کنم دیگه هرکسی که با اینترنت سروکار داشته باشه و دنبال کننده اخبار از اینترنت باشه، مسئله کپی بدون اجازه و ذکر منبع خبرها و مطالب دیگر وبسایت‌ها و وبلاگ‌ها براش خیلی عادی شده باشه. تقریباً تمام وبسایت‌ها و وبلاگ‌های مال‌باخته! از این عمل به عنوان یک نوع دزدی نام می‌برن و بعضی‌ها هم از شرع و قانون برای ترساندن این دزدها استفاده می‌کنند، بعضی‌ها هم دزد‌ها رو در ملا عام معرفی می‌کنن، بعضی‌ها فقط یک یادداشت می‌نویسن و بعضی‌ها هم رنج‌نامه می‌نویسن!

نکته کلی درباره نوع دزدی که در پاراگراف قبلی ذکر کردم اینه که احتمالاً و عملاً به مال‌باختگان ضرر مالی نمی‌رسه (البته شاید برسه اما به هر حال خیلی پایینه، مثلاً شاید وبلاگی که مطلبش کپی‌کاری شده به میزان زیادی بازدید کننده رو از دست بده و اینطوری مثلاً روی تبلیغاتش کلیک نشه و به قول دوستم فیلان و بیسار!). به قول یارو گقتنی، عمل وبسایت‌ها و وبلاگ‌های کپی‌کننده‌ی معادل دزدی از دیدگاه عمومی باید پسندیده باشه و از دیدگاه خصوصی وقیح! به هر حال اکثر این دزدها دارن اطلاع رسانی می‌کنن، اما خب وقاحت دزدی دیگه قابل بحث نیست.

از این مسائل که بگذریم، بعضی از این دزدی‌ها خسارت یا (اینجا) هزینه مالی بالایی‌ هم بر وبلاگ‌های مال باخته تحمیل می‌کنن. فرض کنید مثلاً وبسایت نسیم آنلاین در عملی پسندیده از دید جامعه ایرانی مطالبی رو از یک وبسایت خارجی می‌دزده (که اینجا عملش احتمالاً از دید اون منبع خارجی وقیح است البته من چه می‌دونم شاید هم با اجازه منتشر کرده) و برای جامعه ایرانی منتشر می‌کنه؛ از طرف دیگر، یک وبسایت دیگه مثلاً تابناک باز هم برای انجام عمل پسندیده اطلاع‌رسانی میاد دقیقاً تصاویری رو که روی سرورهای نسیم‌آنلاین آپلود شدن در مطلب خودش کپی می‌کنه، البته علاوه بر عمل پسندیده اطلاع‌رسانی، تابناک عمل پسندیده ذکر منبع رو هم در انتهای تصاویر انجام میده، اما خب عمل وقیحانه اونجاست که یک وبسایت با «فیلان و بیسار» هزار نفر بازدید کننده در روز، میاد به ازای هر بازدید مثلاً ۱ مگابایت از پهنای باند این نسیم‌آنلاین رو که شاید «فیلان و بیسار» بار بازدید کننده کمتری از تابناک داشته باشه اشغال می‌کنه، در حالیکه هیچ منفعتی هم برای نسیم‌آنلاین وجود نداره. اونوقت اگر فرض کنیم کمِ کم ۱۰۰۰ نفر هم این تصاویر رو روی تابناک ببنین، ۱۰۰۰ مگابایت از پهنای باند نسیم‌آنلاین به یغما رفته.

البته قبل از این این نوع دزدی رو از جانب رجا نیوز هم دیده بودم که راه به راه عکس‌های آپلود شده در خبرگذاری مهر رو روی مطالب خودش کپی می‌کرد.

نکته: تمام وبلاگ‌ها و وبسایت‌های ذکر شده و لینک شده در این مطلب زاده تخیل نویسنده بوده و وجود خارجی ندارند…

فرار با سرعت دو برابر صوت

سه شنبه, اسفند ۳م, ۱۳۸۹ | نویسنده : محسن الف. جیم. |

من راستش تا الان نشندیه بودم که یک نظام برای سرکوب مردم خودش از هواپیماهای جنگنده و بمب‌افکن استفاده کنه، هواپیماهایی که دو برابر سرعت صوت پرواز می‌کنن که به اعماق خاک دشمن حمله کنن و برگردن. اما اینکه یک جنگنده از فرودگاهی در یک شهر بلند بشه و همون شهر رو بمباران کنه واقعاً غیر قابل باوره، آدم حس می‌کنه که در آینده ممکنه بشنوه مثلاً ارتش عربستان از جده موشک شلیک کرده به سمت ریاض تا معترضین رو سرکوب کنه! این عمل درست مثل این میمونه که یک باغبانی با یک کیسه پر از کرم و آفت به باغش بره و اونجا در کیسه رو باز کنه!

اما خب این عمل توسط حکومت لیبی (مثل اینکه) انجام شده. این بین هرکی یک نظری داشته و این مسئله رو تحلیل کرده، اما چیزی که واسه من جالبه نفس عمل «فرار خلبان‌ها با جنگنده از کشور خودشون به یک کشور دومه». در طول تاریخ این اتفاق بارها و بارها اتفاق افتاده که هرکدوم در نوع خودش هدف خاصی داشته. مثلاً انگار در جریان همین بمباران لیبی توسط جنگنده‌های لیبیایی!!! دوتا از خلبان‌های ارتش لیبی با جنگنده‌هاشون به سمت جزیره مالت فرار کردن (البته واژه فرار واقعاً برازنده عمل اونها نیست)، علت این فرار هم که مشخصه به خاطر اینکه این دو خلبان به هیچ وجه جانی نبودن و قصد جنایت نداشتن، خیانت به حکومت برای وفاداری به جامعه و مردم.

در طول عملیات طوفان صحرا در خلیج فارس هم تعداد زیادی از خلبان‌های عراقی با جنگنده‌هاشون به ایران فرار کردن که دلیل این فرار هم کاملاً واضحه، ترس از مردن کاملاً محتمل. خلبان‌های عراقی با جنگنده‌هایی که کاملاً در یک جنگ هشت ساله فرسوده شده بودن، قطعاً در برابر نیروی هوایی کاملاً مدرن آمریکا و فرانسه بازنده صد در صدی بودن.

یک بار هم در طول جنگ سرد ویکتور بلنکو خلبان ارتش شوروی با یک میگ ۲۵ از شوروی به ژاپن فرار کرد که باعث شد تا آمریکا اطلاعات کاملی از این جنگنده به دست بیاره، دیگه از جزئیات خبری ندارم، اما به نظر می‌رسه که این عمل بلنکو یک جور خیانت و پناهندگی سیاسی یا شاید جاسوسی باید  بوده باشه.

اوایل انقلاب ایران هم…

حق مالکیت معنوی

شنبه, دی ۱۸م, ۱۳۸۹ | نویسنده : محسن الف. جیم. |

- چیه چته چرا حیرونی؟ چرا نفس نفس میزنی؟

- هیچی بابا یه افغانیه رو زدم، یارو مثل اینکه ایرانی از آب در اومده ازم شکایت کرده تحت تعقیبم…

البته من اصلاً دوست ندارم نوشته‌های وبلاگم در حد دو تا صحبت (واقعی) باشه، مشکل اینجاست که این دو تا جمله کلی حرف توشون هست اما من بلد نیستم بنویسم. اگه بلد بودم بنویسم که مترجم نمی‌شدم، مولف می‌شدم!

ویرایش اول

سه شنبه, آبان ۲۵م, ۱۳۸۹ | نویسنده : محسن الف. جیم. |

دیدین روی جلد بعضی از کتاب‌ها نوشته شده ویرایش دوم، سوم، چهارم و … خب حتماً این رو هم میدونین که چرا قبل از ویرایش دوم این کتاب‌ها روی جلدشون ننوشته بودن ویرایش اول!

حالا فکر کردین وقتی جنگ جهانی اول شروع شد و تا قبل از اینکه جنگ جهانی دوم شروع بشه اسم این جنگ چی بود؟

مکافات

دوشنبه, آبان ۱۷م, ۱۳۸۹ | نویسنده : محسن الف. جیم. |

بعضی از کلمات بعد از گذشت زمان به مفاهیمی نسبت داده میشن که شاید هیچ ارتباطی با معنای قبلی اونها نداشته باشه. مثلاً عبارت «آب روغن قاطی کردن» از ظاهرش پیداست که به وسیله‌ی نقلیه مربوط میشه، اما خب در زبان محاوره یا کوچه بازاری خودمون برای اشاره به کسی که دل و روده‌اش پیچ خورده هم استفاده میشه. یا همین «برزخ» که اسم عالم پس از مرگ هست و به آدم حسی از سردرگمی و خلصه میده، برای اشاره به کسی که اعصابش خورده و باعث ایجاد عواقبی میشه بکار میره.

توی آخرین آلبوم گروه آلتر بریج هم یک ترانه ای هست به اسم «fallout». اگه بریم توی فرهنگ های انگلیسی دنبال این کلمه بگردیم اولین تعریفی که برای این کلمه نوشته شده اینه: گرد و غباری (رادیواکتیو) است که پس از انفجار اتمی در فضا پخش می‌شود. معنای دوم این کلمه هم «عواقب» و «مکافات» هست. ریشه‌ی این کلمه هم برمیگرده به سال ۱۹۴۹ (Merriam-Webster's Collegiate Dictionary 11th edition) یعنی دقیقاً همون وقت‌هایی که بمب اتمی و انفجار و از این قبیل مسائل رو بورس بود.

من اصلاً مفسر خوبی نیستم و نمیدونم که منظور این ترانه از fallout چی بوده. یعنی تا اونجا که من سعی کردم به هر دوتا میخوره، مخصوصاً این قسمت:

Can you feel him somewhere in the fallout

He's someone just like you

Who's lost to find the truth

Can you hear him from afar he cries out

For the answer to be shown

As he dares to walk the fallout on his own