همین الان یک متن ده صفحه ای کاملا تخصصی و کمر شکن رو ترجمه کردم. بماند که اصلا قرار نبود من ترجمه کنم و یک جورهایی کردن در پاچۀ من. فقط صاحل متن گفته بود اگه به موقع تحویل نده میافته (افتادن اینجا میدنید یعنی چی که؟) حالا من دارم فکر می کنم با نی به موقع گفتنش من اگه متن رو عربی یا عبریانی هم تحویل می دادم یارو نمی افتاد! پس این همه زوری که زدم و کلی هم واژۀ مجهول و قلمبه سلمبه رو گرته برداری کردم آخرش که چی؟ چندغاز پول بذارن کف دستت و تورو به خیر و مارو به سلامت؟ اصلا ممکنه با این ترجمه ای که من کردم باز هم یارو بیافته؟ یعنی مرز بین افتادن و نیافتادن فقط ده دوازده صفحه ترجمه هست؟ تف تو رئیس فرهنگ اون دانشگاه واسه تنوع!
حالا از اینا که بگذریم متن واقعا قدری بود! انصافا نمی دونم خودم برم متن رو تحویل بدم یا پیک ببره! آخرای ترجمه فهمیدم از اول یک کلمه رو غلط ترجمه کردم که تو اکثر جمله ها بود. دیگه حال نداشتم درستش کنم ولش کن تو که میخوای نیافتی. اصلا خودت مگه نگفتی ترم 9 هستی؟! 5 6 ترم دیگه هم روش به قول یارو گفتنی آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب (دو وجب بنا به روایتی)
استادمون تو یکی از امتحانای فوق لیسانس جند تا دانشجو رو در حین ارتکاب تقلب می بینه و قهر می کنه! به هر حال از دانشجوی فوق لیسانس انتظارات بالاست. کاش همۀ استادای ما اینطوری بودن یه ترم به علت کمبود استاد استراحت می گرفتیم یا میرفتیم لاهیجان مهمان می شدیم و عشق و حال!