تبليغاتX
کنار گود نشستی میگی لنگش کن - ما زبان خود را می کشیم
دوشنبه سوم اسفند 1388

یادتون میاد واژۀ "استرس" از کی متداول شد؟ من فکر کنم منشاء این واژه از سریالی بود که مهران مدیری بازی می کرد و یک همسر به اسم "مریم" داشت، باشه. البته شیوۀ بیان این واژه در آن سریال احتمالاً طعنه ای به کسانی بود که بی جهت و برای نشان دادن برخی از ویژگی هایی که ندارند از واژه های خارجی استفاده می کنند. ولی چون کار آن سریال تنها طعنه بود این واژه کاملاً در زبان ما جا خوش کرد.

استرس داشتن (to have stress) فکر نکنم اصلاً در زبان انگلیسی وجود داشته باشد. استرس یعنی فشار؛ و حرف اضافه ای که با این اسم به کار می رود "زیر" هست. یعنی وقتی بگوییم "زیر استرس کار زیاد خسته شده ام" حداقل به عنوان ترجمه اشتباهی نکرده ایم؛ ولی وقتی بگوییم "برای امتحان فردا استرس دارم" یعنی برای امتحان فردا فشار دارم!.

مشکل بزرگ اینجاست که این کلمه در تمام سنین رسوخ کرده. امروز که سوار تاکسی بودم دو مرد تقریبا با سن بالا در حال بحث بودند که از کلمۀ استرس چند بار در صحبت هایشان استفاده کرده بودند و کاملاً این کلمه را به عنوان جایگزینی برای عبارت "دلهره دارم" یا حتی واژۀ "مضطربم" پذیرفته بودند. از این سه واژه می توان نتیجه گرفت که استرس یک واژۀ عامیانه و پر کاربرد (علمی بودن آن به کنار!!!)، دلهره دارم خیلی ادبی و مضطربم، اگر انگ عربی بودن به آن نزنیم، واژه ای کهنه است. واژۀ ادبی که جایش در ادبیات است و واژۀ کهنه هم که باید بر اساس زایش زبانی بمیرد! در حالی که ما واژۀ استرس را به زبان خود تحمیل کردیم، قواعد غلط دستوری برای آن ساختیم و حتی در تغییر رسم الخط هم به علت محدودیت زبان فارسی در ابتدای آن مصوت قرار دادیم، در حالی که Stress با صامت شروع می شود. یرای من واژۀ عربی مضطرب تنها به این علت که از رسم الخط یکسانی با زبان فارسی استفاده می کند قابل قبول تر ست.

امروز در کلاس مقاله نویسی استاد ما در حال تدریس مفهومی به اسم "Motivator" بود. این واژه در لغت یعنی بر انگیزنده یا جلب توجه کننده. انتهای کلاس دوستم از من خواست که بمانیم و در مورد منابع آزمون کارشناسی ارشد از استاد بپرسیم. به شوخی به او گفتم: "چیه؟ بهت موتیویشن (Motivation = انگیزه) داده؟ خندید گفت آره!

کلاس که تموم شد و دوباره خواستیم سوار تاکسی بشیم؛ راننده داشت دور می زد خواستم کرایه رو بدم که گفت واستا دور بزنم! دوستم با خنده بهم گفت: میخوای بهش موتیویشن بدی؟ منم خندیدم و گفتم آره! اینجا بود که یاد همون جریان صبح و واژۀ استرس افتادم. با خودم فکر کردم که ما چقدر الکی و بی مزه زبان فارسی را می کشیم! کاری که ما کردیم برای پز دادن نبود؛ یک شوخی بود. ولی این شوخی شاید حداقل بین ما دوتا روز ها باقی بماند و به دیگران هم سرایت کند.

دوستان محترمی که تا اینجا خواندید خواهشاً دیگر از واژۀ "استرس" استفاده نکنید؛ و شوخی شوخی هم "موتیویشن" نگویید؛ حداقل نوشتن "استرس" از "موتیویشن" خیلی راحت تر است! چند وقت پیش مقاله ای از یک زبانشناس خواندم که پیش بینی کرده بود تا صد سال آینده اکثر زبان های دنیا می میرند. همه چیز به خود ما بستگی دارد.

+ نوشته شده در  ساعت 13:40  توسط محسن  |