تبليغاتX
کنار گود نشستی میگی لنگش کن - انشا نویسی
یکشنبه نهم اسفند 1388

تا حالا نوشتین؟ انشا چند می شدین؟ معلمتون انشای شما رو نبرد یک کلاس دیگه بخونه؟ نکنه مثل من انشای داداشتون رو که ده دوازده سال قبل از مشا نوشته بود رو نویسی می کردین و بیست می گرفتین؟ من هیچ وقت نوشتن بلد نبودم و فکر کنم هنوز هم بلد نیستم. به اینجا هم که رسیدم با این انفجار فناوری اطلاعاتی که ترکشش به ما هم خورده کلا فارسی نوشتن از یادم رفته. 

مغز من مثل یک هارد دیسک میمونه که اگه از فرمت چشم پوشی کنیم باید یک دیفرگمنت حسابی بشه. ساختار های بیخود و غلط فارسی در انگلیسی در چتی باعث شدن بعضی وقت ها به خودم فحش بدم که نمی تونم چهار خط به فارسی درست (فارسی درست) بنویسم.

بماند که شاید هیچ وبلاگ نویسی درست ننویسه، ولی من خیلی سعی می کنم که درست بنویسم ولی فقط درجا می زنم. انگلیسی عالی می نویسم؛ به خاطر اینه که دارم نحو ناب و بدون ناخالصی رو یاد می گیرم. دیروز که داشتم برای کلاس مقاله نویسی یک مطلب می نوشتم یک جمله ای رو نوشتم که خیلی بهم چسبید. این بود:

But who can imagine a world without doctors where we are surrounded by million kinds of microbes, viruses, and bacteria?

این جمله رو خودم نوشتم ولی خودم نمی تونم ترجمش کنم! چون باید فارس بنویسم. هیچ آرایه ای هم نداره؛ انشای یک بچه دبستانی. جدا کی میتونه دنیایی بدون دکتر رو تصور کنه که وسط میلیون ها نوع میکروب و ویروس و باکتری احاطه شدیم؟

البته خودم هنوز نمی دونم این جمله چند تا غلط داره!

+ نوشته شده در  ساعت 21:42  توسط محسن  |