تبليغاتX
کنار گود نشستی میگی لنگش کن - ایرانی از سر تا ناخن پا باید فرنگی باشد
کنار گود نشستی میگی لنگش کن...
ترجمه‌ها و نوشته‌های یک مترجم تازه‌کار...
پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389

چند وقت پیش که بحث جالبی بین عادل فردوسی پور و هوشنگ نصیرزاده و اون یکی کی بود صدر؟ در مورد توطئه ی فوتبال و از این حرف ها در گرفته بود، من تمام بحث فقط حرص خوردم و به این سه نفر فحش دادم، چرا؟ چون مثل آدم های زندانی داستان "فارسی شکر است" هی فکت فکت (Fact) می کردن و من آخرش نفهمیدم این Fact چه معنای جدیدی باید داشته باشه که از ته مغزشون چیزی به اسم "واقعیت" وجود نداشت.

اینکه زبان ها با هم تعامل داشته باشند و این تعامل فرهنگی و اجتماعی و سیاسی باعث آمدن کلمات و واژگان جدیدی بشه که در زبان مقصد وجود ندارند اصلاً بد نیست، اصلاً قرار نیست به کسی ایراد گرفته بشه که چرا از "آفساید" استفاده می کنه، به هر حال یک کلمه ی فنی هست که در زبان انگلیسی زاییده شده و شاید هیچ زبان دیگری هم کلمه ی معادل نداشته باشه. ولی اینکه "واقعیات" رو با "مذخرفات" جایگزین کنیم و به جای کلمه ی "واقعیت" از "فکت" استفاده کنیم واقعاً زشت و قبیحانه هست که با تمام سواد و آگاهی که داریم با ناخن درخت زبان مادری خودمون رو قطع می کنیم. از تبر استفاده نکردم چون عرضه ی همچین قصاوتی را تا این حد نداریم و اگر زیان فارسی مریض شده به خاطر همین چنگ انداختن ها بوده.

همین چند دقیقه پیش یک مطلب خیلی خیلی جالبی را در وبلاگی خوندم که ترجمه ی ناقص و محدود(1) مطلبی از یک وبسایت انگلیسی بوده، در این مطلب هم از مذخرفی به اسم "فکت" خیلی استفاده شده در دو سه جا از "حقایق" یا "واقعیات" استفاده شده بود. من هم که منبع نداشتم و اطمینان نداشتم که فکت و حقایق از یک کلمه ی واحد برداشت شده باشن. خب پیدا کردن منبع هم که کار خیلی آب خوردنی بود! فقط کافی بود در گوگل بنویسم "I know that I'm right syndrome" و اینطوری یک راست به منابع احتمالی (+) (+) برسم، به هر حال منابع تفاوتی نداشتن و از روی هم کپی شده بودن. اینکه "فکت" ترجمه از روی "Fact" هست شکی نبود، اما روی یک جمله مشکوک بودم و عین جمله در وبلاگ فارسی این بود:

متأسفانه بدتر از همه، همین اعتقادات ثابت و غیرقابل تغییر باعث می‌شوند که ما تنها پذیرای حقایقی باشیم که به نحوی تأییدکننده اعتقادات ما هستند.

خب اینجا بعد از کلی فکت به حقایق رسیده بودم و خواستم ببینم چه کلمه ای به جای Fact در جمله ی منبع وجود داشته که مترجم دیگه از فکت استفاده نکرده. وقتی خوب روی متن منبع دقت کردم به جمله ی معادل احتمالی رسیدم که به احتمال زیاد باید جمله ی زیر باشه:

And rather than facts driving beliefs, our beliefs can dictate the facts we chose to accept.

اینجا هم که کلمه ای جز Fact نبود، کلا مترجم با این حرکت یک موضوع دیگری را هم اثبات کرد که کِندیشنز (!) روی رفتار و اعتقادات ما تأثیر خیلی زیادی می گذارن. کاش نویسنده ای با نثری به این زیبایی کمی هم به زبان مادری خودش فکر می کرد.

(1) منظور از ترجمه ی ناقص ترجمه ای است که تمام متن مبدأ به زبان مقصد ترجمه نشده باشد. ترجمه ی محدود هم یعنی همین "فکت" به جای "واقعیت".

سندرم «می‌دانم که حق با من است» یا چگونه مغزهایمان از پذیرش حقایق سر باز می‌زنند
+ نوشته شده در  ساعت 19:37  توسط محسن  |